آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
330
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
پىدرپى شاهزادگان را ميكشتند و توطئهها مىكردند و خيانتها مرتكب ميشدند . و در نتيجه ايران و روم در امور داخلى آنها متناوبا مداخله مىكردند . پس ارمنستان كما فى السابق كانون جنگهاى ايران و روم بود . اين دفعه نيز منازعات داخلى ارمنستان ، بهانه بدست شاهپور داد تا جنگ را تجديد كند ، به اين اميد كه شايد آنچه نرسى از دست داده مجددا به كف آورد . شاهپور به آسانى ارمنستان را گرفت و پس از آن در بين النهرين با روميان مصادف شد . قسطنطين تازه مرده بود و جانشين او كنستانس دوم « 1 » شخصا سپهسالارى لشگر روم را به عهده داشت « 2 » . قلعه نصيبين در مقابل حملات مكرر ايرانيان ايستادگى كرد و روميان در سنجار فاتح شدند ، اما پس از آن پىدرپى شكست خوردند . آنگاه اعمال جنگى در سرحد روم چند سالى متوقف ماند و شاهپور از اين وقفه استفاده نموده خيونىها و اقوام وحشى ديگر را ، كه از جانب شمال شرقى بكشور حمله ميبردند ، دفع كرد . عاقبت با خيونيان و سكاهاى سكستان قرارداد اتحادى منعقد ساخت « 3 » . در سنه 356 موسونيانوس « 4 » سردار رومى تهمشاهپور مرزبان ايران را در حضور شاه واسطه صلح قرار داد . شاهپور ، كه از تسكين سرحد شرقى فراغت يافته بود ، سفيرى با هداياى بسيار و نامهء پيچيده در پارچهء سفيد « 5 » بجانب كنستانس
--> ( 1 ) - Constance ( 2 ) - ر ك ، پيترس ، مداخله سياسى كنستانس دوم در ارمنستان بزرگ در سال 338 ؛ خلاصه بولتن قسمت ادبى آكادمى پادشاهى بلژيك ، سرى 5 ، ج 17 ( 1931 ) . ( 3 ) - ماركوارت ، ايرانشهر ، ص 36 و 50 . اينكه در عبارت مذكور از آميانوس ( كتاب 17 ، بند 5 ، فقره 10 ) بجاى لفظ گيلانى Gelans سكستانى ( Se ) gestanis نقل شده مصرفى است ، كه ماركوارت كرده است . چنين به نظر ميرسيد كه در موقع خردسالى شاپور سكستان استقلال يافته بود . ( 4 ) - Musoniaus ( 5 ) - نيستياس Themistias ، ر ك آثار آميانوس مارسلينوس ، چاپ والريوس Valesius .